خرید بک لینک

مامانم و خواهر بزرگترم خیلی دخالت میکنن تو رابطه منو جانان میترسم با این دخالت های بیجا منو از چشم عشقم بندازن :( اخه مامانِ من ! من جشن بزرگ توی فلان تالار معروف شهر نمیخوام کیو باید ببینم ؟ من سرویس طلای گرون قیمت نمیخوام کیو باید ببینم ؟ من خونه بزرگ اول زندگی نمیخوام کیو باید ببینم ؟ همش دخترای فامیل و میزنن تو سرم :/ خب اونها اونان ! من که اونها نیستم .. اونها هم منو جانانم نیستن!! من تو وجوده جانانم چیزی دیدم که دیگه ملاکم مادیات نیست . اگر باشه خوبه اما اگر نباشه اصلا مهم نیست ! عشقم بیشتر از این حرفا می ارزه دیشب برای بار چندم مامانم جانان و که دیده  داره تذکرات همیشگی و میده . بعد که جانان اومد پیشم اون ادم همیشگی نبود دیگه سرحال و سردماغ نبود هرچی گفتم و خندیدم مثلا میخندید بهم اما من که میدونم اون خنده ها واقعی نبود . مامانم زیاده خواهی میکنه البته بیشترش تقصیر خواهرمه اون نمیدونم چرا هی میخواد مامان بابا رو با جانان طرف کنه تا بهش فشار بیارن! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار نصیری تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 18:11

نمیدانم تو را به خورشید تشبیه کنم یا دریا فقط می دانم همیشه باید مثل خورشید بر خانه بتابی تا به تو گرم شود و همیشه باید مثل دریا زلال باشی تا خانه با وجودت آرامش بگیرد ****** عــشــقــ♥️ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار نصیری تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 6:28

شاید خورشید نور داشته باشد اما یقین دارم ، که گرمایِ خودش را ، از بازتاب چشمانِ ” تو ” میگیرد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار نصیری تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 6:28

چقدر خوب است که میان این همه هیاهوی زندگی یکی باشد که تو را دیوانه وار دوست بدارد وتو را به زندگی دلبسته تر کند ! خنده هایش تورا دور کند از این هیاهو و تو برای عاشقانه زیستن او را بهانه کنی. چقدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار نصیری تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 6:28

یـه وقـتهـایـی دلـتـــ مـیـخـواد یــه پـــرانــتـز بــاز کـنـی کـسـى کــه دوسـش داری رو بـــذاری تــوش ! بــعـد پــرانـتــز رو بـبــنـدی ، کـه مـبـادا دسـت احـــدالـنـــاسـی بـهـش بـرسـه . . . ! و یــه جــایــی دلــتـــ مـى خـــواد دسـتــشو بــکـشـی . . . نـــگـهش داری . . . صــورتــش رو مــیـون دســتـاتــ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار نصیری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 21:05

بزار همه ببینن کنار منی بین همه آدما تو یار منی تو دوایی و پرستار منی داستان دوری تو که خیلیه علاقه ای که به تو دارم دلیه بزار همه بدونن مال منی مشکلیه تا تو باشی دلم رو به یه حال خوب و مطلوبه تو مدام رو به روم باشی خوبه حالا حالا کنارم باش بگو حتی تو بارم باشه میبینم تو رو حالی شم جونم به فداش من عاشقم به جون تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار نصیری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 21:05

همیشه با من بمان هیچکس عاشقانه تر از من، نمیتواند تو را بسراید تو در تمام لحظههایم تکرار میشوی اما ؛ هیچگاه تکراری نمیشوی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار نصیری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 21:05

فرصت گفتن "دوستت دارم"ها آنقدر نيست كه بماند براى فردا به آنها كه مى توانيم همین امروز بگوييم كه دوستت دارم❤️ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار نصیری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 21:05

راست می گویند


زن، مردی را میخواهد


ڪه شبیه ڪوه


پُشتَش باشد


و هربار میگوید:


"دوستت دارم"


انعکاسش را صد برابر


از آغوش مردانه او بشنود...!

برچسب: نویسنده: بهار نصیری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 21:05

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم . . . تو را به خاطر عطر نان گرم ، برای برفی که اب می شود دوست می دارم تو را برای دوست داشتن دوست می دارم برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار نصیری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 21:05


نبوده

نيست

و نخواهد بود

كسي عزيز تر از تو

براى من

برچسب: نویسنده: بهار نصیری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 21:05

من برای تو، تو برای من، ما برای هم، چقدر قشنگ است این عشق من و تو... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار نصیری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 21:05

همسر خوبم! بعضیها خیال میکنند دوست داشتن ساده است خیال میکنند باید همه چیز خوب باشد تا بتوانند کسی را عاشقانه دوست داشته باشند اما من میگویم دوست داشتن از زمانی شروع میشود که خندههایت بغض شود و یادت برود بگویی: «دوستت دارم». در آن روزهای ابری و طوفانی دوستت دارم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار نصیری تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 21:05

مگر قلب من بت بود..؟


که خدا تو را …

برای شکستنش فرستاد…؟

برچسب: نویسنده: بهار نصیری تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 18:30

میدونی بن بست زندگی کجاست؟

وقتیه که نه حق رسیدن داری!

نه توان فراموش کردن !

برچسب: نویسنده: بهار نصیری تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 18:30

صفحه بندی